تبليغاتX
ارغنون
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خودکشی و صادق هدایت

            صادق هدایت بی شک نویسنده ایست که در تاریخ ادبیات کشورمان چهره ای تکرار نشدنی دارد. هرجا صحبت ازآثار هدایت میشود فورا سراغ پایان زندگیش می روند: خودکشی؛ اما چرا نیم نگاهی نمی اندازیم به زندگی، به اندیشه ها و به جریان فکری خاصی که بر شخصیتهای داستانهایش حاکم بود. آنقدر هدایت را به عنوان نویسنده ای که زمان وشکل مرگش را خودش انتخاب کرد به دوستداران ادبیات داستانی ایران معرفی کرد ه ایم که مرگ هدایت برای خیلی ها، از زندگیش مهمترشده است.

            آثار هدایت تمام دردهای بشر معاصر را در برشی از زندگی شخصیتهایش بیان میکرد.شخصیتی که ممکن بود مردی بیسواد  باشد یا تنها مرد باسواد شهر و زنی در حسرت مادر شدن یا زنی که مردش را گم کرده است... . هرچه هست ،هدایت در همان برش کوتاهی که اصولا در نگارش داستان کوتاه رایج است ،شخصیتهایش را برای خواننده کاملا باورپذیر و ملموس می کرد. وقتی در گجسته دژش پدری نادانسته یگانه فرزندش را قربانی اکسیر حیات میکند خواننده با تمام وجود خود را در فضای گجسته دژ می بیند. لازم نیست حتما اندیشه های هدایت را کاملا بپذیریم ؛ مثل تمام نظریه ها وتئوریهایی که در طول تاریخ ارایه شدند و هیچگاه مطلق گرایی درپذیرش آنها جواب درستی به جامعه انسانی نداده است. اما بیایید بپذیریم که هدایت به نوعی آموزگار زندگی است ، با همان پایانهای تلخی که برای شخصیتهایش رقم میزند.

|+| نوشته شده توسط سودابه محمدپور در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 19:22 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar